السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

57

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

« برخيزيد » و چون برخاستند ، رسول خدا ( ص ) در جاى خود رحلت كرد » « 1 » و از برخى احاديث ظاهر مىشود كه آن‌ها پيش از آن ، در زمان سلامت رسول خدا ( ص ) خود را براى جلوگيرى از نوشتن حديث آن حضرت آماده كرده بودند ؛ چنان كه « عبدالله بن عمروبن عاص » گويد : « من هر چه را كه از رسول خدا ( ص ) مىشنديم مىنوشتم ؛ قريش مرا از اين كار نهى كردند و گفتند : « تو هر چه را كه از رسول خدا شنيدى مىنويسى ؛ در حالى كه رسول خدا نيز بشر است و در حال خشم و رضا سخن مىگويد ! » من از نوشتن دست كشيدم و آن را براى رسول خدا ( ص ) بيان داشتم كه پيامبر را انگشت به دهان خود اشاره كرد و فرمود : « بنويس ، كه سوگند به آنكه جانم به دست اوست ، جز حق از آن برون نيايد » . « 2 » * * * آرى ، آن‌ها در سخن خود با عبدالله بن عمرو ، نقاب از چهره خويش برگرفتند و علت منع از نوشتن حديث را آشكار ساختند و آن ، ترس ايشان از سخن پيامبر ( ص ) در حق گروه متفاوت بود : سخن درباره گروهى از مردم در حال رضا ، و سخن درباره گروهى ديگر در حال خشم ! و ما از همين جا به علت منع آن‌ها از نوشتن وصيت رسول خدا ( ص ) ، در واپسين دم حيات نيز ، پى مىبريم و درمىيابيم كه آن شلوغى و غوغا سالارى تا آنگاه كه آن حضرت رحلت

--> ( 1 ) . طبقات ابن سعد ، ج 2 ص 244 . ( 2 ) . سنن دارمى ، ج 1 ص 125 . سنن ابوداود ، ج 2 ص 126 . مسند احمد ، ج 2 ص 162 ، 192 ، 207 و 215 . مستدرك حاكم ، ج 1 ص 105 - 106 ، و جامع بيان العلم ابن عبد البرّ ، چاپ دوم قاهره 1388 ، ج 1 ص 85 . و عبدالله بن عمروبن عاص قريشى سهمى ، در سال 63 يا 65 در مكه وفات كرد . شرح حال او در اسدالغابه ، ج 3 ص 23 ، سير اعلام النبلاء ، ج 3 ص 56 و تهذيب التهذيب ، ج 5 ص 337 آمده است . .